ترجمه "ferrous" به فارسی

آهنی, آهنین, (دارای یا ناشی از و یا وابسته به آهن) آهن دار بهترین ترجمه های "ferrous" به فارسی هستند.

ferrous adjective دستور زبان

of or containing iron [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آهنی

    adjective

    if i had some strips of ferrous metal, uh

    اگه چند تا تسمه آهنی داشتم، آه،‏

  • آهنین

  • (دارای یا ناشی از و یا وابسته به آهن) آهن دار

  • ترجمه های کمتر

    • (شیمی) فروس (وابسته به آهن دو ارزشی) (باآهن سه ظرفیتی با فریک ferric فرق دارد)
    • آهن خیز
    • آهن زا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ferrous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ferrous" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ferrous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه