ترجمه "fertilization" به فارسی
لقاح, بارورسازی, تلقیح بهترین ترجمه های "fertilization" به فارسی هستند.
fertilization
noun
دستور زبان
The act or process of rendering fertile. [..]
-
لقاح
noununion of gametes of opposite sexes during the process of sexual reproduction to form a zygote. It involves the fusion of the gametic nuclei (karyogamy) and cytoplasm (plasmogamy).
The procedure, and variations of it, came to be called in vitro (in glass) fertilization, or IVF.
این شیوه و انواع آن به نام لقاح آزمایشگاهی یا آیویاِف نامیده میشود.
-
بارورسازی
Fertilization as a physiological concept; for the application of fertilizers to soil or plants use
بارورسازی به عنوان یک مفهوم فیزیولوژیکی؛برای استعمال کودها برای خاک یا گیاه به کار برید ""کاربرد کود شیمیایی""
-
تلقیح
noun
-
ترجمه های کمتر
- بارگیری
- اشباع
- بارور کردن
- حاصل خیزی
- عمل حاصل خیزکردن
- عمل کوددادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fertilization " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fertilization" با ترجمه به فارسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن