ترجمه "fetish" به فارسی

بت, طلسم, جادوگری بهترین ترجمه های "fetish" به فارسی هستند.

fetish noun دستور زبان

Something which is believed to possess, contain, or cause spiritual or magical powers; an amulet or a talisman. [from the early 17th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بت

    noun

    It was a fetish now.

    به صورت بت در آمده بود .

  • طلسم

    noun

    He cared nothing for strengths, the fetish of administrative branches.

    او برای قدرت و نیرو، که طلسم افراد اداری بود ارزشی قائل نبود.

  • جادوگری

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • افسونگر
    • (روان شناسی) یادگار (fetich هم می نویسند)
    • (مجازی - هر چیزی که بیش ازحد معمول مورد علاقه یا پیروی باشد) وسواس
    • بت واره
    • بت واره ساختن (از چیزی)
    • جادو (اشیایی که به ویژه در نظر قبایل بدوی دارای قدرت ماورا طبیعه هستند)
    • خوره ی چیزی بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fetish " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fetish
+ اضافه کردن

"Fetish" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fetish در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "fetish" با ترجمه به فارسی

  • پاپرستی
  • اعتقاد به طلسم و جادو · بت واره گرایی · فتیشیسم · یادگار پرستی · یادگارخواهی
اضافه کردن

ترجمه های "fetish" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه