ترجمه "fibre" به فارسی

فیبر, رشته, نخ بهترین ترجمه های "fibre" به فارسی هستند.

fibre noun دستور زبان

(countable) A single piece of a given material, elongated and roughly round in cross-section, often twisted with other fibres to form thread. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فیبر

    noun

    single elongated piece of material [..]

    It's a lot for a bicycle, but it's made of special carbon fibre, so it weighs just 860 grams.

    برای یه دوچرخه قیمت زیادیه اما از یه نوع فیبر کربنِ مخصوص ساخته شده پس وزنش فقط 860 گِرَمــه

  • رشته

    noun

    with a good, tough effort, cut the last fibres through.

    من در آخرین کوشش خود چند رشته از طناب فولاد ین لنگر را که بازمانده بود، بریدم.

  • نخ

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بافت
    • تار
    • لیف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fibre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fibre" با ترجمه به فارسی

  • الياف جارویی · الیاف فرچهای
  • خمير كاغذ ليفي · خمير کاغذ چوب · خمیر کاغذ
  • الياف سبدي · الیاف گیسوبافتی
  • الياف درخت نمدار · الياف سطحي · الیاف نرم
  • الیاف خام · محتواي فيبر
  • ابريشم مصنوعي · الیاف ساختگی
  • الیاف بافتنی · الیاف نساجی
  • الیاف معدنی
اضافه کردن

ترجمه های "fibre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه