ترجمه "fibril" به فارسی

رشته, نایچه, (تار کوچکی که بخشی از تار بزرگتر را تشکیل می دهد) تارچه بهترین ترجمه های "fibril" به فارسی هستند.

fibril noun دستور زبان

A fine fibre or filament [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رشته

    noun
  • نایچه

  • (تار کوچکی که بخشی از تار بزرگتر را تشکیل می دهد) تارچه

  • ترجمه های کمتر

    • رشته کوچک
    • ریشه ی مو
    • موی ریشه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fibril " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fibril" با ترجمه به فارسی

  • فیبریلاسیون دهلیزی
  • فیبریلاسیون بطنی
  • (پزشکی - ضربان نا مرتب قلب) فیبریلاسون · دل لرزه · فیبریلاسیون
  • (پزشکی - ضربان نا مرتب قلب) فیبریلاسون · دل لرزه · فیبریلاسیون
اضافه کردن

ترجمه های "fibril" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه