ترجمه "fibroid" به فارسی

تارگونه, لیفی, (مانند یا دارای یا سازنده ی لیف یا تار) تارسان بهترین ترجمه های "fibroid" به فارسی هستند.

fibroid noun دستور زبان

(pathology) A benign tumour of the uterus that is comprised of either fibrous connective tissue or muscle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تارگونه

  • لیفی

  • (مانند یا دارای یا سازنده ی لیف یا تار) تارسان

  • ترجمه های کمتر

    • تار دار
    • تار ساز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fibroid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fibroid" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fibroid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه