ترجمه "fibula" به فارسی

نازکنی, استخوان نازكني, راديوس بهترین ترجمه های "fibula" به فارسی هستند.

fibula noun دستور زبان

(anatomy) The smaller of the two bones in the lower leg, the calf bone. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نازکنی

    bone of the leg

  • استخوان نازكني

  • راديوس

  • ترجمه های کمتر

    • كشكك
    • (کالبد شناسی) نازک نی (استخوان برونی که میان زانو و مچ پا قرار دارد)
    • (یونان و روم باستان) قلاب یا گیره یا قزن قفلی (برای جامه)
    • استخوان بازو
    • استخوان درشتني
    • استخوان ران
    • استخوان زند زبرين
    • استخوان كتف
    • استخوان كف دست
    • استخوان كف پا
    • استخوان مچ
    • استخوان مچ پا
    • استخوانهاي بند انگشت
    • استخوانهای اندام حرکتی
    • مفصل شانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fibula " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fibula"

اضافه کردن

ترجمه های "fibula" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه