ترجمه "fictional" به فارسی

خیالی, فرضی, افسانه ای بهترین ترجمه های "fictional" به فارسی هستند.

fictional adjective دستور زبان

Invented, as opposed to real. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خیالی

    So now let me introduce some of my fictional artists to you.

    اجازه بدید تعدادی از هنرمندان خیالی ام را به شما معرفی کنم.

  • فرضی

  • افسانه ای

    I wanted to live and cross over into that fictional world, which is —

    میخواستم در اون دنیای افسانه ای زندگی کنم، که—

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fictional " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fictional" با ترجمه به فارسی

  • دنیای خیالی
  • مکان تخیلی
  • فیلم داستانی
  • سازمان تخیلی
  • انسان افسانهای
  • داستانی فلسفی
  • غایب گرایی تخیلی
  • (داستان ادبی که وقایع و شخصیت های آن غیر واقعی هستند) داستان · (هر چیزی که ساخته ی تخیل و اندیشه است) چیز ساختگی · اثر داستانی · اختراع · ادبیات داستانی · افسانه · تخیلی · حکایت · خیال · خیال پردازی · داستان · دروغ · رمان · غیر واقع · قصه · وانمود · وهم · پندار · پندار گونه · پندارش · چیز مجهول
اضافه کردن

ترجمه های "fictional" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه