ترجمه "fictitious" به فارسی
خیالی, ساختگی, دروغین بهترین ترجمه های "fictitious" به فارسی هستند.
fictitious
adjective
دستور زبان
Not real; invented; contrived. [..]
-
خیالی
My faithful little brother had not gone looking for any fictitious tree branch.
برادر کوچک وفا دارم به دنبال هیچ شاخۀ درخت خیالی نرفته بود.
-
ساختگی
If anything more were said she proposed to give a fictitious name or two
قصد داشت که در پاسخ به سؤالات احتمالی آنان اسامی ساختگی ارائه دهد
-
دروغین
because the sense of his own dignity and respect for religion forbade his taking upon himself a fictitious charge of adultery,
زیرا عزت نفس و احترامش به مذهب او را از مجرم شناخته شدن در امر زنای دروغین
-
ترجمه های کمتر
- غیرواقعی
- تخیلی
- وانمودین
- پندارشی
- پنداري
- وهمی
- دروغی
- داستان مانند
- داستان گونه
- وابسته به داستان سرایی
- وانمود شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fictitious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fictitious" با ترجمه به فارسی
-
دارایی موهوم، دارایی ساختگی غیر واقعی
-
نام مستعار
-
یگتخاس ای یعونصم ،غورد
-
مدخل ساختگی
-
شبه نیرو
-
دریافت کننده موهوم، ذینفع صوری
-
ازروی جعل · بطورساختگی · بطورعاریتی · بطورفرض
-
افترا · بخودبستگی · دروغ · ساختگی بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن