ترجمه "fifth" به فارسی

پنجم, پنجمین, پنجمی بهترین ترجمه های "fifth" به فارسی هستند.

fifth adjective noun دستور زبان

The ordinal form of the number five. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پنجم

    adjective

    Ordinal form of the number 5 [..]

    You just knocked him back into fifth grade.

    یه جوری زدیش که برگشت به کلاس پنجم!

  • پنجمین

    Japanese researchers are currently testing a fifth taste the taste of fat.

    مـحققان ژاپـنی در حال تحقیق روی پنجمین مزه یعنی طعم چربی هستند.

  • پنجمی

    A knot of Slytherin fifth years nearby laughed loudly at this.

    گروهی از دانش آموزان سال پنجمی اسلایترین در آن نزدیکی زدند زیر خنده.

  • ترجمه های کمتر

    • خمس
    • (سنجش آبگونه ها) یک پنجم گالن یا54 کوارت
    • یک پنجم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fifth " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fifth proper دستور زبان

(chiefly US, informal) The Fifth Amendment. [..]

+ اضافه کردن

"Fifth" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fifth در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "fifth" با ترجمه به فارسی

  • متمم پنجم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
  • دایره پنجمها
  • ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا
  • (در اصل - در 6391) غیر نظامیان شهر مادرید که از ژنرال فرانکو هواداری می کردند · دستگاه جاسوسی · ستون پنجم · شخص یا دسته ای که از درون به دشمن خارجی کمک می کنند
  • خرابکار
  • خیابان پنجم
  • (فرانسه) جمهوری پنجم (درسال 8591 آغاز شد و در آن رئیس جمهور اختیارات زیاد دارد)
  • عصب سهقلو
اضافه کردن

ترجمه های "fifth" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه