ترجمه "fillip" به فارسی

تلنگر, انگیختن, انگیزان بهترین ترجمه های "fillip" به فارسی هستند.

fillip verb noun دستور زبان

(archaic) A flick; the act of releasing the index finger from the hold of a thumb with a snap. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تلنگر

    noun

    After the fillip on the nose, the blow from the fist.

    پس از تلنگر نوبت مشت است.

  • انگیختن

    verb
  • انگیزان

  • ترجمه های کمتر

    • انعام
    • جایزه
    • (هر چیز که مثل تلنگر یا ضربه ی تند انگیزاننده باشد) انگیزش
    • به شوق آوردن
    • تحرک بخشیدن
    • تلنگر زدن
    • حق الامتیاز
    • ضربه ی سبک و تند
    • وسیله تحریک
    • وسیله ی تحریک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fillip " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fillip" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه