ترجمه "final" به فارسی
نهایی, فینال, آخرین بهترین ترجمه های "final" به فارسی هستند.
(followed by "one") The ending, the last. [..]
-
نهایی
adjectivelast; ultimate
I can't calculate the final cost without first discussing it with our contractors.
نمی توانم هزینه نهایی را بدون اینکه ابتدا آن را با پیمانکارهایمان بررسی کنم، محاسبه نمایم.
-
فینال
noun adjectivesports: last round in a contest [..]
If this is about the Bellas getting into the finals, we already know.
اگه درباره ی اینه که بِلاها رسیدن به فینال ، خودمون قبلا فهمیدیم.
-
آخرین
last; ultimate
On the way to the theater for the final performance of Macbeth she posted it.
سر راه رفتن به تئاتر برای آخرین اجرای مکبث، آنرا در صندوق پست انداخت.
-
ترجمه های کمتر
- آخر
- قطعی
- خاتمه
- پایانی
- واپسین
- اخرین
- غایی
- پسین
- غائی
- فرجابین
- پسینه
- (حقوق) فرجام ناپذیر
- (ورزش - مسابقه) فینال
- باز پسین
- برگشت ناپذیر
- بی برو و برگرد
- بی چون وچرا
- غیرقابل استیناف
- نهایی (جاوا)
- هر چیز پایانی (مثلا امتحانات)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " final " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
نهایی
adjectiveI can't calculate the final cost without first discussing it with our contractors.
نمی توانم هزینه نهایی را بدون اینکه ابتدا آن را با پیمانکارهایمان بررسی کنم، محاسبه نمایم.
عباراتی شبیه به "final" با ترجمه به فارسی
-
دفتر ثبت نهایی، دفتر کل
-
صورت حساب نهایی قطعی
-
غایب گرایی تخیلی
-
همانطوری که این نشان میدهد فقط یکی از آنها برای مطابقت نهایی انتخاب میشود
-
صورتهای نهایی، صورت قطعی، صورت وضعیت قطعی
-
قیمت نهائی، قیمت قطعی، اخرین قیمت
-
آخرسر · بالاخره · بعد از همه ی این حرف ها · به طور قاطع · به طور قطعی · بی برو و برگرد · بی گمان · در آخر · در پایان · درپايان · دست آخر · سرآخر · سرانجام · عاقبت · قاطعانه · نهایت
-
مصرف · مصرف نهايي