ترجمه "financier" به فارسی
(بیشتر با تداعی منفی) به امور مالی پرداختن, زدو بند مالی کردن, سرمایه گذار (عمده) بهترین ترجمه های "financier" به فارسی هستند.
financier
noun
verb
دستور زبان
A person who, as a profession, profits from large financial transactions. [..]
-
(بیشتر با تداعی منفی) به امور مالی پرداختن
-
زدو بند مالی کردن
-
سرمایه گذار (عمده)
-
ترجمه های کمتر
- مال شناس
- مالیه چی
- متخصص امورمالی، کارشناس امورمالی، سرمایه گذار
- متخصص مالى
- متخصص مالی
- پول یاب
- کارشناس امور مالی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " financier " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "financier"
عباراتی شبیه به "financier" با ترجمه به فارسی
-
از لحاظ مالی · ازلحاظ دارایی · ازنظرمالی
-
اسناد مالی
-
حسابرسی مالی
-
دارایی مالی
-
مؤسسه مالی · موسسه مالی، نهاد مالی
-
هیات استاندارد های حسابداری مالی
-
گزارشگری مالی
-
بازار های مالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن