ترجمه "fine-tune" به فارسی

(دکمه ی رادیو یا تلویزیون و غیره را) تنظیم کردن, (روی ایستگاه فرستنده) میزان کردن, (مجازی) تعدیل و تنظیم کردن بهترین ترجمه های "fine-tune" به فارسی هستند.

fine-tune verb دستور زبان

To make small adjustments to something until optimization is achieved [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (دکمه ی رادیو یا تلویزیون و غیره را) تنظیم کردن

  • (روی ایستگاه فرستنده) میزان کردن

  • (مجازی) تعدیل و تنظیم کردن

  • ترجمه های کمتر

    • آمادن
    • آماده ومیزان کردن
    • جلا دادن
    • درجه گرفتن
    • صیقل دادن
    • فارغ التحصیل شدن
    • واکس زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fine-tune " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fine-tune" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه