ترجمه "finicky" به فارسی
ایرادی, بد قلق, بهانه گیر بهترین ترجمه های "finicky" به فارسی هستند.
finicky
adjective
دستور زبان
(informal) Demanding, requiring above-normal care. [..]
-
ایرادی
-
بد قلق
I don't like American cars, very finicky.
، از ماشین های آلمانی خوشم نمیاد. خیلی بد قلق هستند
-
بهانه گیر
-
ترجمه های کمتر
- دیر پسند
- سخت راضی
- فیومه گیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " finicky " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن