ترجمه "finite" به فارسی

محدود, متناهی, فانی بهترین ترجمه های "finite" به فارسی هستند.

finite adjective دستور زبان

Limited, constrained by bounds, impermanent [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محدود

    They've developed a finite element model of the brain.

    آنها به روش اجزای محدود مدلی از مغز ساختهاند.

  • متناهی

    But what if passion has a finite shelf life?

    اما اگر این شور و اشتیاق عمر متناهی داشته باشد چه؟

  • فانی

    adjective proper

    and that our Sun's life is also finite.

    و همچنین متوجه فانی بودن عمر خورشیدمان نیستیم.

  • ترجمه های کمتر

    • باکران
    • کرانمند
    • (دستور زبان - فعل) صرف شدنی
    • (ریاضی) با پایان
    • با کران
    • خود ایستا
    • صرف شده
    • فرجام دار
    • هر چیز فانی
    • هر چیز پایان دار
    • پایان دار
    • کران بسته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " finite " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "finite" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "finite" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه