ترجمه "firewood" به فارسی
هیزم, هيزم, هيمه بهترین ترجمه های "firewood" به فارسی هستند.
firewood
noun
دستور زبان
Wood intended to be burned, typically for heat. [..]
-
هیزم
nounwood intended to be burned, typically for heat [..]
Well, to mention only firewood and fodder, let me inform you.
من فقط وضع قشون را از نظر هیزم و علیق برای شما شرح میدهم.
-
هيزم
I was just gonna help you carry the firewood up.
فقط مي خوساتم کمکت کنم هيزم ها رو جمع کني.
-
هيمه
-
ترجمه های کمتر
- هیمه
- hizom
- چوب بخاری
- چوب سوختی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " firewood " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "firewood" با ترجمه به فارسی
-
محصولات انرژي · محصولات هيزمي · محصولات گیاهی سوختی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن