ترجمه "first lady" به فارسی
(امریکا) زن رئیس جمهور, (با F و L بزرگ هم می نویسند), بانوی اول بهترین ترجمه های "first lady" به فارسی هستند.
first lady
noun
دستور زبان
The leading woman in a specified field of endeavor. [..]
-
(امریکا) زن رئیس جمهور
-
(با F و L بزرگ هم می نویسند)
-
بانوی اول
An immense desolation, the dread of her own continued life, descended upon the first lady of Sulaco.
جدایی ای عظیم و بی پایان، وحشت از تداوم زندگی خودش شانههای بانوی اول سولاکو را خرد کرد.
-
ترجمه های کمتر
- زن فرماندار ایالت
- زنی که در رشته ی خود ممتاز باشد
- پیش کسوت (زن)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " first lady " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
First Lady
noun
دستور زبان
The wife (or woman of similar rank) of a male chief executive of a nation; especially the wife of the President of the United States [..]
-
بانوی اول ایالات متحده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن