ترجمه "fish fry" به فارسی

بچهماهي, لاروهای ماهی, لپتوسفالوس بهترین ترجمه های "fish fry" به فارسی هستند.

fish fry noun دستور زبان

(US) A meal, especially a cookout, featuring deep-fried, battered fish [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بچهماهي

  • لاروهای ماهی

  • لپتوسفالوس

  • پیک نیک یا مهمانی در هوای آزاد که در آن ماهی سرخ کرده می دهند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fish fry " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fish fry"

اضافه کردن

ترجمه های "fish fry" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه