ترجمه "fishing rod" به فارسی
میله ی ماهی گیری (که سر آن ریسمان و قلاب دارد و مجهز به قرقره و ضامن هم می باشد), چوب ماهیگیری بهترین ترجمه های "fishing rod" به فارسی هستند.
fishing rod
noun
دستور زبان
A rod, often made in sections, which carries a line used for angling and is used to support both the line and the reel and to cast the line. [..]
-
میله ی ماهی گیری (که سر آن ریسمان و قلاب دارد و مجهز به قرقره و ضامن هم می باشد)
-
چوب ماهیگیری
از اسامی دیگر چوب ماهیگیری لنسر است
She thought of her luckiest fishing rod that Velutha had made for her.
به چوب ماهیگیری شانسش فکر کرد که ولو تا برایش ساخته بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fishing rod " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fishing rod" با ترجمه به فارسی
-
ماهیگیری با طعمه · ماهیگیری با قلاب · ماهیگیری با نی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن