ترجمه "five" به فارسی
پنج, ۵, panj بهترین ترجمه های "five" به فارسی هستند.
five
noun
adjective
numeral
دستور زبان
(cardinal) A numerical value equal to 5; the number following four and preceding six. This many dots (•••••) [..]
-
پنج
noun Cardinal numberdigit [..]
The car broke down five miles outside of town.
ماشین پنج مایل خارج از شهر خراب شد.
-
۵
numeralfive (5)
And it was very funny. I used four, five and six years old kids.
نتایج خیلی جالب بود. من بچه های ۴ و ۵ و ۶ ساله را وارد این پژوهش کردم.
-
panj
-
ترجمه های کمتر
- پَنج
- (امریکا- عامیانه) اسکناس پنج دلاری
- تیم بسکت بال
- دوره پنجساله
- شماره ی پنج
- هر چیز دارای پنج بخش
- پنج تا
- پنج عدد
- گروه پنج نفری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " five " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Five
proper
Abbreviation of [i]MI5[/i].
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Five" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Five در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "five"
عباراتی شبیه به "five" با ترجمه به فارسی
-
پنج معیار لازم برای اعطای اعتبار
-
موافق هاش دستاشون بالا
-
نه تا پنج
-
(امریکا) پنج قبیله ی متمدن سرخ پوست (که عبارت بودند از: چروکی ها و چیکاساها و چوکتاها و کریک ها و سمی نول ها)
-
(عامیانه) ته ریش (به ویژه ته ریش که غروب در صورت کسانی که صبح ریش تراشیده اند دیده می شود)
-
(انگلیس) نوعی بازی هند بال (handball)
-
(امریکا) خرازی فروشی ارزان بها (five-and-ten و five-and-dime هم می گویند)
-
(نوعی بازی ورق) بازی پانصد امتیازی · پانصد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن