ترجمه "fjord" به فارسی

آبدره, رجوع شود به fiord, آبدره بهترین ترجمه های "fjord" به فارسی هستند.

fjord noun دستور زبان

A long, narrow, deep inlet between cliffs. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبدره

    long, narrow inlet with steep sides or cliffs, created in a valley carved by glacial activity [..]

    We wanted this picture of us on the fjord and on the screen at the same time.

    ما این تصویر از خودمان را بر روی آبدره وهمزمان بر روی صفحه نمایش می خواستیم.

  • رجوع شود به fiord

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fjord " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fjord
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبدره

    We wanted this picture of us on the fjord and on the screen at the same time.

    ما این تصویر از خودمان را بر روی آبدره وهمزمان بر روی صفحه نمایش می خواستیم.

تصاویر با "fjord"

عباراتی شبیه به "fjord" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fjord" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه