ترجمه "flag" به فارسی

پرچم, علم, بیرق بهترین ترجمه های "flag" به فارسی هستند.

flag verb noun دستور زبان

A piece of cloth, often decorated with an emblem, used as a visual signal or symbol. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرچم

    noun

    piece of cloth or often its representation [..]

    Stuart first and then Brent who caught up the flag he dropped.

    اول استوارت، و بعد بلافاصله بر نت، در حالی که پرچم تو دستش بود.

  • علم

    noun

    piece of cloth or often its representation [..]

  • بیرق

    noun

    piece of cloth or often its representation

    Those who understood the meaning of the flag squeezed their way up to it.

    کسانی که معنی بیرق را میفهمیدند راهی برای خود بط رف آن باز میکردند.

  • ترجمه های کمتر

    • رایت
    • زنبق
    • سنگ
    • لوا
    • نمایه
    • درفش
    • گیره
    • (به وسیله ی پرچم)مخابره کردن
    • (جمع - نادر) شاه پرها و پرهای بلند (مثلا روی گردن و بال های عقاب)
    • (معمولا با: down - با تکان دادن پرچم یا دست جلب توجه کردن یا وسایط نقلیه را متوقف کردن) ایستاندن
    • (نشان یا برچسب روی پرونده و کلاسور و غیره که محتوای آن را مشخص می کند) نشان پرونده
    • (گیاه شناسی)
    • آویزان شدن
    • با پرچم آراستن
    • توان خود را از دست دادن
    • خم شدن
    • دستور ایست دادن
    • دم آهو
    • دم پرچمی
    • دم پشمالوی برخی از انواع سگ
    • رجوع شود به cattail
    • رجوع شود به flagstone
    • رجوع شود به sweet flag
    • زنبق وحشی (نام عامیانه ی چند گونه زنبق که برگ های پهن و شمشیری دارند)
    • سست شدن
    • شل و آویزان شدن
    • صدا زدن
    • ضعیف شدن
    • پرچم آذین کردن
    • پژمرده شدن
    • پیام رسانی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flag " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Flag
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • علامت

    noun

    We can flag that and we can put it to the side, and people

    ما میتوانیم یک نفر را علامت بزنیم و بگذاریمش کنار، و مردم

تصاویر با "flag"

عباراتی شبیه به "flag" با ترجمه به فارسی

  • پرچم کوچک
  • پرچم تگزاس
  • پرچم ترکیه
  • رو به ضعف · سست · سنگ فرش · سنگفرش · شل و آویزان
  • پرچم گزاری شده
  • پرچم استرالیا
  • (گیاه شناسی) اقارون چمنی (گیاه چند سال زی و مرداب زی : Acorus calamus از خانواده ی arum) · اقارون چمني · اگیر · فرژ · وج · کالاموس
  • پرچم آتش بس · پرچم سفید · پرچم سپید (نشان تمایل به مذاکره با دشمن)
اضافه کردن

ترجمه های "flag" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه