ترجمه "flamingo" به فارسی
فلامینگو, (جانور شناسی) فلامینگو (از راسته ی Phoenicopteriformes - از مرغان پا دراز و گردن دراز حاره ای با پرهای صورتی رنگ), مرغ آتشی بهترین ترجمه های "flamingo" به فارسی هستند.
flamingo
adjective
noun
دستور زبان
A wading bird of the family Phoenicopteridae. [..]
-
فلامینگو
Only in a flamingo can the tapeworm reproduce,
تنها در یک فلامینگو که کرم نواری میتونه تولید مثل کنه،
-
(جانور شناسی) فلامینگو (از راسته ی Phoenicopteriformes - از مرغان پا دراز و گردن دراز حاره ای با پرهای صورتی رنگ)
-
مرغ آتشی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flamingo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Flamingo
-
فلامینگو
We know he was coverin'a show at the Flamingo.
میدونیم که توی " فلامینگو " مسئول یه برنامه بوده
تصاویر با "flamingo"
عباراتی شبیه به "flamingo" با ترجمه به فارسی
-
فلامینگوی کوچکتر
-
آنتوریوم آندرانوم
-
فلامینگوی بزرگتر
-
فلامینگوی آمریکایی
-
فلامینگوی شیلیایی
-
پاخلانها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن