ترجمه "flask" به فارسی

فلاسک, قمقمه, بطری بهترین ترجمه های "flask" به فارسی هستند.

flask noun دستور زبان

A container used to discreetly carry a small amount of a hard alcoholic beverage; a pocket flask. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلاسک

    noun

    container for a small amount of beverage

    Rahel carried the Eagle vacuum flask with the boiled water.

    راحل فلاسک غیر قابل نفوذ در برابر هوای عقاب نشان آب جوشیده را میآورد.

  • قمقمه

    noun

    From now on, we drink beer only from bottles and wine from flasks.

    از اين به بعد فقط از بطري مينوشيم و مشروب رو از توي قمقمه ميخوريم.

  • بطری

    noun

    It was a strange furnace, fueled by firewood, with a transparent flask heating on top.

    کوره عجیبی بود با سوخت هیزم، که یک بطری آزمایشگاهی شفاف روی آن حرارت میدید.

  • ترجمه های کمتر

    • دمابان
    • بالون
    • (آزمایشگاه) بطری آزمایشگاه
    • (ریخته گری فلزات وشیشه گری) ظرفی که شن قالب گیری در آن قرار دارد
    • بطری جیبی
    • بطری کتابی (بطری مشروب که در جیب جا می گیرد)
    • جلد کتاب
    • ظرف شیشه ای
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flask " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

FLASK
+ اضافه کردن

"FLASK" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای FLASK در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "flask"

عباراتی شبیه به "flask" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "flask" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه