ترجمه "flat foot" به فارسی
(کف پا که به طور نابهنجار صاف و بی انحنا باشد) پای صاف ترجمه "flat foot" به فارسی است.
flat foot
A foot whose entire sole comes into complete or near-complete contact with the ground.
-
(کف پا که به طور نابهنجار صاف و بی انحنا باشد) پای صاف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flat foot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "flat foot" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) سختگیر · (پزشکی) صاف پا (کسی که کف پای او صاف و بی انحنا باشد) · آدم یک دنده · بدقواره · به طور قاطع · به طورناگهانی · بی قواره · خسته کننده · خود رای · دست و پا چلفت · رک و پوست کنده · زشت · سرسخت · صراحتا · غد · غفلتا · ملالت آور · ناجور · ناشی · ناشیانه · ناگهان · پایدارانه · کسل کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن