ترجمه "flatiron" به فارسی
اتو, اطو, اتو (برای اتو زدن جامه) بهترین ترجمه های "flatiron" به فارسی هستند.
flatiron
adjective
noun
دستور زبان
A simple iron (for pressing laundry) which is heated on a stove [..]
-
اتو
nounI wish wearing flatirons on our heads would keep us from growing up.
میدانی من اصلاً آرزو داشتم کاش یک اتو روی سرمان میگذاشتم تا بزرگ نشویم.
-
اطو
noun -
اتو (برای اتو زدن جامه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flatiron " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "flatiron" با ترجمه به فارسی
-
ساختمان فلتآیرن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن