ترجمه "flexural" به فارسی
مارپیچ, موجی, پیچاپیچ بهترین ترجمه های "flexural" به فارسی هستند.
flexural
adjective
دستور زبان
of, or relating to, flexure [..]
-
مارپیچ
noun -
موجی
-
پیچاپیچ
-
ترجمه های کمتر
- نرم
- پیچ وخم دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flexural " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "flexural" با ترجمه به فارسی
-
مقاومت خمشی
-
(جانورشناسی) اندام دوهلالی (به این شکل : S) · (کالبدشناسی) خمیدگی سینی شکل · آخرین پیچ روده ی بزرگ · پله ی آخر مقعد
-
انحنا · تا · تاخوردگی · خم · خم شدگی (مثلا خم شدگی تیر سقف در اثر وزن زیاد) · خمیدگی · طره · قوس خمش
-
مقاومت خمشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن