ترجمه "floating" به فارسی
شناور, در گردش, متحرک بهترین ترجمه های "floating" به فارسی هستند.
floating
adjective
noun
verb
دستور زبان
That which floats or float. [..]
-
شناور
adjectiveThe lifebuoy and the sweeps floated away from me on the water.
جلیقه نجات و جاروها دورتر از من روی آب شناور بودند.
-
در گردش
-
متحرک
-
ترجمه های کمتر
- (مالیه) بدهی شناور (بدهی ناشی از امور جاری که موعد پرداخت آن مشخص نیست)
- (مکانیک) نوسان کننده (به ویژه در دستگاه فنربندی و تعلیق اتومبیل)
- (پزشکی - خارج شده از محل خود) افتاده
- آزاد
- آگیش
- آگیشیده
- اوباش
- برآب مان
- تکان گیر
- جنبا
- جنبان
- جنبده
- سیار
- شناگری
- لق
- معلق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " floating " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Floating
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Floating" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Floating در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "floating" با ترجمه به فارسی
-
نرخ بهره شناور متغیر
-
ممیز شناور · ممیز متحرک
-
سهام با نرخ شناور
-
زمان شناور
-
(عامیانه) · بی انگیزه · بی دلیل · بی موجب · دودل · مردد · معلق · نامصمم
-
اضطراب مبهم
-
بیمه نامه شناور، بیمه نامه متغیر
-
شناور. زمان یا کاری است که میتواند بدون آنکه سبب تاخیر زمان تکمیل پروژه گردد، وفقه داشته باشد.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن