ترجمه "floaty" به فارسی
شناور, سبک, دارای آب نشین کم بهترین ترجمه های "floaty" به فارسی هستند.
floaty
adjective
noun
دستور زبان
(of a dress) lightweight, so as to rise when the wearer is walking. [..]
-
شناور
adjectiveHe had a greenwavy, thick watery, lumpy, seaweedy, floaty bottomless bottomful feeling.
موجی سبز، آب غلیظ، علفهای دریایی، شناور بودن، بدون ته و مسدود را حس میکرد.
-
سبک
adjective noun -
دارای آب نشین کم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " floaty " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن