ترجمه "florid" به فارسی
سرخ, گلگون, دژآذین بهترین ترجمه های "florid" به فارسی هستند.
florid
adjective
having a rosy or pale red colour; ruddy [..]
-
سرخ
adjectiveI had expected that Mr. Gatsby would be a florid and corpulent person in his middle years.
من قبلاً آقای گتسبی را به صورت مرد میان سال تنومندی با صورت سرخ در نظر مجسم کرده بودم.
-
گلگون
The ambassador was a tall, florid looking man with the hearty manner of a politician.
دنا گفت سفیر مردی قذ بلند با چهره گلگون و رفتار گرمو صمیمانه یک سیاستمدار بود.
-
دژآذین
-
ترجمه های کمتر
- گلدار
- خونی
- (مهجور) دارای نقش گل و بته دار
- (هنر) پر تزیین و تصنع
- طلایی رنگ
- قرمز رنگ
- گل رنگ
- گل نقش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " florid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "florid" با ترجمه به فارسی
-
اراستگی · زیبای · گلگونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن