ترجمه "florulent" به فارسی

پرگل, خوش تعارف, خوش عبارت بهترین ترجمه های "florulent" به فارسی هستند.

florulent adjective دستور زبان

Flowery; blossoming.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرگل

  • خوش تعارف

  • خوش عبارت

  • ترجمه های کمتر

    • دارای صنایع بدیعی
    • گل دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " florulent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "florulent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه