ترجمه "flowchart" به فارسی
روندنما, نمودار گردش کار, نمودار جریان کار بهترین ترجمه های "flowchart" به فارسی هستند.
flowchart
noun
دستور زبان
Alternative spelling of flow chart. [..]
-
روندنما
diagram representing the flow of logic, algorithms, or data through the use of boxes, lines, and arrows
Data shape for flowcharting
شکل داده برای روندنماStencils
-
نمودار گردش کار
A graphic map that can document procedures, analyze processes, indicate work or information flow, or track cost and efficiency.
-
نمودار جریان کار
-
نمودار گردشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flowchart " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "flowchart"
عباراتی شبیه به "flowchart" با ترجمه به فارسی
-
جریان نمایی
-
نمودار گردش کار با عملکرد متقابل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن