ترجمه "flowering" به فارسی
گلدهی, گلدار, شکوفایی بهترین ترجمه های "flowering" به فارسی هستند.
flowering
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of flower. [..]
-
گلدهی
-
گلدار
adjectiveplanted in large tubs which were hidden by a bank of lilies and other flowering plants.
این گلدانها در ورای انبوهی از گلهای سوسن و گیاهان گلدار دیگر پنهان شده بودند.
-
شکوفایی
The object of her love was struck down in the very fullness of His flower, wasnt He?
ثمرهی عشق او در اوج شکوفایی پرپر شد، مگر نه؟
-
ترجمه های کمتر
- شكوفهدهي
- گلآغازي
- گلشکفتگی
- گل آور
- گل آوری
- گل داری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flowering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "flowering" با ترجمه به فارسی
-
او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن را نمی دانیم. · او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن ها را نمی دانیم.
-
پرورش گل · گلکاری
-
گلهای پژمرده
-
سوخهاي تزييني · سوخهای زینتی · پیازهای زینتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن