ترجمه "flunky" به فارسی
پادو, نوكر, نوکر بهترین ترجمه های "flunky" به فارسی هستند.
flunky
noun
دستور زبان
A sycophant; a servant or hanger-on who is kept for their loyalty or muscle rather than their intellect. [..]
-
پادو
noun -
نوكر
-
نوکر
nounThe world needs flunkies.
چون دنيا نوکر ميخواد.
-
ترجمه های کمتر
- چاکر
- دلقک
- (در اصل - تحقیرآمیز) نوکر
- الت دست
- بله قربان گو
- دست نشانده
- چکمه لیس (flunkey هم می نویسند)
- کاسه لیس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flunky " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن