ترجمه "flurry" به فارسی
سراسیمگی, آشفتن, ولوله بهترین ترجمه های "flurry" به فارسی هستند.
flurry
verb
noun
دستور زبان
A brief snowfall. [..]
-
سراسیمگی
noun -
آشفتن
verb -
ولوله
-
ترجمه های کمتر
- شلوغی
- تقلا
- غوغا
- زور
- (بارش ناگهانی برف یا باران همراه با باد) رگبار
- (بورس سهام) نوسان قیمت ها یا میزان خرید و فروش
- آسیمه بودن
- افت و خیز بورس
- با دستپاچگی کار (یا حرکت) کردن
- باد و بارش
- باد و برف
- برف باد
- تشویش از خود نشان دادن
- جوش و خروش (ناگهانی)
- دستپاچه کردن
- سراسیمه کردن
- طوفان ناگهانی
- مشوش کردن
- های و هوی
- وزش (ناگهانی و کوتاه مدت) باد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flurry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "flurry" با ترجمه به فارسی
-
سراسیمگی · طوفان ناگهانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن