ترجمه "flush" به فارسی

فراوان, گل, فلاش بهترین ترجمه های "flush" به فارسی هستند.

flush adjective verb noun adverb دستور زبان

smooth, even, aligned; not sticking out. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فراوان

    adjective
  • گل

    noun

    It was a cold fall day with fire in the room and her cheeks flushed.

    روز پاییزی سردی بود، توی بخاری اتاق آتش روشن کرده بودند و گونههای دی زی گل انداخته بود.

  • فلاش

    I mean, what if it was Jinxy who got flushed into a toilet?

    ميدونم ، اگر جنيکسي اون تو بود چي چه کسي فلاش توالت رو زد ؟

  • ترجمه های کمتر

    • تراز
    • برافروختگی
    • یکسر
    • پر
    • سر
    • درخشش
    • مستقیم
    • تاراندن
    • تندریز
    • درخشاندن
    • دژمی
    • درخشیدن
    • شکوفه
    • سرمستی
    • جوشش
    • فوران
    • غنی
    • میوه
    • دارا
    • هموار
    • عجب
    • (احساس ناگهانی گرمی مثلا هنگام تب داشتن) تب و تاب
    • (با فشار آب) پاک کردن یا شدن
    • (به سرعت جاری و پخش شدن) روان شدن یا کردن
    • (جریان تند و یکباره ی آب مثلا در شستن مستراح) تندآب
    • (در اثر خشم یا شرم) سرخ شدن
    • (در بازی پوکر) رنگ
    • (در شکار - پرندگان را از نهانگاه خود) به پرواز درآوردن
    • (رشد تند و یکباره)شور
    • (سیفون مستراح را) کشیدن
    • (مستراح) سیفون
    • (معمولا به صورت صیغه ی مجهول) سرمست کردن یا بودن
    • (نادر) سرخ رو
    • (نادر) پرانرژی
    • آب شویی کردن
    • برافروخته شدن
    • به به
    • بی قراری 1
    • تراز کردن
    • درخشان 4
    • دژم شدن
    • سرخ شدن
    • سرخ شدگی
    • سرخ و سفید
    • سرشار کردن
    • شرمنده شدن
    • عنفوان 0
    • فلاش کردن
    • قرمز کردن
    • لب به لب
    • مسطح (یا تسطیح) کردن
    • هم سطح
    • وافر 2
    • پرجان 3
    • پول دار
    • گل انداختن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flush " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "flush"

عباراتی شبیه به "flush" با ترجمه به فارسی

  • (پوکر) استرایت فلاش آس دار (آس و شاه و بی بی و سرباز و ده از یک خال)
  • (پوکر) توالی عددی و هم خال بودن هر پنج کارت · استرایت فلاش
  • پول زیاد، پول فراوان
  • (با رنگ یا استریت مانکه) بلوف زدن · (در پوکر امریکایی) با استریت یا رنگ چهار کارتی بلوف زدن · (عامیانه) لاف پوچ زدن · وانمود کردن
  • دستشویی · سیفون · سیفون توالت
  • هزینه یابی معکوساز انتها به ابتدا
  • لیست مداد
  • تغذیه گشنافزایی · جوانهزنی · شكفتن جوانه · محله ی فلاشینگ (در شهر نیویورک - امریکا)
اضافه کردن

ترجمه های "flush" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه