ترجمه "flying" به فارسی
پرواز, پرنده, اضطراری بهترین ترجمه های "flying" به فارسی هستند.
flying
adjective
noun
verb
دستور زبان
(nautical, of a sail) Not secured by yards. [..]
-
پرواز
nounYou fly at least two combat missions a day, attend classes and evaluations.
روزانه حداقل دو پرواز عملياتي جنگي ، و کلاس توجيهي ما بين آنها خواهيد داشت.
-
پرنده
nounThere had been a flying motorcycle in it.
او در خواب یک موتورسیکلت پرنده دیده بود.
-
اضطراری
-
ترجمه های کمتر
- تند
- تندواکنشی
- تندکنشی
- خلبانی
- سرپایی
- سریع
- ضربتی
- هواپیمایی
- وابسته به هواپیماها و خلبانان
- پران
- پردار
- پرواز مانند
- پرواز کننده
- پروازگر
- پروازی
- کوتاه و پرشتاب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flying " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "flying"
عباراتی شبیه به "flying" با ترجمه به فارسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن