ترجمه "fodder" به فارسی
علوفه, علف, علیق بهترین ترجمه های "fodder" به فارسی هستند.
fodder
verb
noun
دستور زبان
Food for animals. [..]
-
علوفه
nounnutrition for all animals kept by humans
For some reason the cost of fodder for cattle in the yards was much above the market price
در کشتارگاه قیمت علوفه به دلائلی خیلی گرانتر از قیمت بازار بود.
-
علف
nounTafas haltered the camels, loosed their girths, and strewed before them green fodder from a fragrant pile beside the gate.
تفاس شترها را خوابانید و مقداری علف تازه برایشان آورد و جلوی آنها ریخت.
-
علیق
Well, to mention only firewood and fodder, let me inform you.
من فقط وضع قشون را از نظر هیزم و علیق برای شما شرح میدهم.
-
ترجمه های کمتر
- گیهه
- خوراندن
- (به دام) خوراک دادن
- خوراک دام (یونجه و ذرت و جو و غیره)
- علوفه دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fodder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fodder"
عباراتی شبیه به "fodder" با ترجمه به فارسی
-
نيامكدارهاي علوفهاي · نیامکدارهای دامخوراک
-
محصولات خوراكي جانوري · محصولات زراعی دامخوراک · محصولات علوفهاي · گياهان چراگاه
-
(مجازی) خوراک توپ (یعنی سربازان و غیره که در جنگ فدا می شوند) · علوفه
-
دامخوراكهای خشك · علوفههای رطوبتگیریشده
-
چغندر علوفهاي · چغندرهاي علوفهای · چغندرهای گاوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن