ترجمه "foliage" به فارسی

برگینه, برگ, شاخسار بهترین ترجمه های "foliage" به فارسی هستند.

foliage noun دستور زبان

An architectural ornament representing foliage. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برگینه

  • برگ

    noun

    They grow unhurriedly toward the sun that nourishes their foliage.

    آنها به آرامي در جهت خورشيد رشد مي کنند تا شاخ و برگ خود را تغذيه کنند.

  • شاخسار

  • ترجمه های کمتر

    • صفحه
    • (به ویژه در گچ بری و آذین سازی های مشابه آن) طرح گل و بته
    • برگ درختان
    • شاخ و برگ
    • شاخ وبرگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " foliage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "foliage" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "foliage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه