ترجمه "foliated" به فارسی

برگدار, برگی, برگ دار بهترین ترجمه های "foliated" به فارسی هستند.

foliated adjective دستور زبان

(geology) ( of a rock ) Having a structure of thin layers [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برگدار

    adjective
  • برگی

    adjective
  • برگ دار

  • ورقه شده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " foliated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "foliated" با ترجمه به فارسی

  • (صفحات کتاب و غیره) نمره گذاری کردن · با تزیینات برگ مانند آراستن · برگ برگ کردن یا شدن · برگ دادن · برگ دار · برگ درآوردن · برگ سان · برگ شماری کردن · برگ مانند · برگ پوش · برگدار · برگچه دار · برگی · به لایه های نازک تقسیم کردن یا شدن · تبدیل به ورقه ی نازک کردن · لایه دار · لایه لایه · متورق · متورق کردن یا شدن · ورقه ورقه شدن · پربرگ · گل و بته دار کردن
  • (آینه سازی) جیوه چسبانی (به پشت آینه) · (برخی موادمعدنی) متورق شدگی · (صفحات کتاب) شماره گذاری · (فلز) متورق سازی · آذین برگی · آذین گل و بته ای · برگ · برگ آذینی · برگ آوری · برگ داری · برگ درختان · برگ دهی · برگه برگه سازی · برگینه سازی · درآوردن برگ · سنگ ورق · شاخ وبرگ · طرز قرارگیری برگ ها در جوانه (vernation هم می گویند) · قابلیت لایه لایه شدن · لایه · لوح سنگی · لوح پذیری · لوحه · پربرگی · پشت بندی (با ورقه ی نازک فلزی)
اضافه کردن

ترجمه های "foliated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه