ترجمه "follicle" به فارسی

برگه, فولیکول, امیانک بهترین ترجمه های "follicle" به فارسی هستند.

follicle noun دستور زبان

(anatomy) A small cavity or sac, such as a hair follicle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برگه

    noun

    dehiscing by a suture in order to release seeds

    We would like you to cross check it with the DNA from an eyebrow follicle.

    یه بررسی مطابقتی با یه نمونه ی دی.ان.ای ـه برگه ی ابرو انجام بدی

  • فولیکول

  • امیانک

  • ترجمه های کمتر

    • پیازک
    • گرهک
    • (مهجور) غده ی لنفاوی
    • (کالبدشناسی - هر کیسه یا حفره یا غده ی کوچک) پیاز
    • (گیاه شناسی) برگه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " follicle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "follicle"

عباراتی شبیه به "follicle" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "follicle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه