ترجمه "font" به فارسی
قلم, چشمه, حوضک بهترین ترجمه های "font" به فارسی هستند.
font
noun
دستور زبان
(computing) A computer file containing the code used to draw and compose the glyphs of one or more typographic fonts on a computer display or printer. A font file. [..]
-
قلم
nounparticular size, weight and style of a typeface [..]
This is the font used to display text in Konqueror windows
این قلم استفادهشده برای نمایش متن در پنجرههای Konqueror میباشد
-
چشمه
nounGet Medivh in the font.
مديو رو توي چشمه نگه دار.
-
حوضک
-
ترجمه های کمتر
- فواره
- سرچشمه
- منبع
- پلیس
- اصل
- (قدیمی) فواره
- (چاپ و کامپیوتر - مجموعه ی حروفی که از یک نوع و اندازه اند) یک دست حروف یک جور
- (گنجانه ی سنگاب مانندی که آب مقدس یا آب غسل تعمید در آن قرار دارد) فانت
- سبک حروف
- وات گروه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " font " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "font"
عباراتی شبیه به "font" با ترجمه به فارسی
-
قلم استاندارد
-
اندازه قلم
-
قلم پیش فرض
-
سبک قلم
-
(غلطگیری متن چاپی و غیره) حرف غلط · وات ناجور
-
حوضچه تعمید
-
پیش نمایشگر قلم
-
قلم استاندارد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن