ترجمه "footboy" به فارسی

پادو, نوکر, خانه شاگرد بهترین ترجمه های "footboy" به فارسی هستند.

footboy noun دستور زبان

a serving boy, attendant, page with similar duties as an adult footman [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پادو

  • نوکر

    noun
  • خانه شاگرد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " footboy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "footboy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه