ترجمه "footprint" به فارسی

رد پا, ایز, ردپا بهترین ترجمه های "footprint" به فارسی هستند.

footprint noun دستور زبان

The impression of the foot in a soft substance such as sand or snow. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رد پا

    The impression of the foot

    Strider judged that it had fallen two days before, and had washed away all footprints.

    استرایدر تخمین زد که باران دو روز پیش باریده و تمام رد پاها را شسته است.

  • ایز

    The impression of the foot

  • ردپا

    there were two pairs of footprints only; his own and his father's.

    در آنجا دو ردپا وجود دارد: ردپای خودش و ردپای پدرش.

  • ترجمه های کمتر

    • مقدار منابع طبیعی که بطور متوسط هر فرد در یک ناحیه برای یک منظور خاصی مصرف میکند،
    • (اثر پا روی شن یا گل و غیره) جای پا
    • (مقدار فضا و شکل جایی که مورد اشغال یا عبور و مرور چیزی قرار می گیرد) جای گیری
    • اثر پا
    • جای دیسی
    • جای پا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " footprint " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "footprint"

عباراتی شبیه به "footprint" با ترجمه به فارسی

  • ردپای زیست محیطی · مقدار منابع طبیعی که بطور متوسط هر فرد بمنظور خاصی مصرف میکند، پارامترهای زیست محیطی است
  • تاثیرات کربن
  • تاثیرات کربن
  • تاثیرات کربن
اضافه کردن

ترجمه های "footprint" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه