ترجمه "for example" به فارسی

مثلا, براى مثال, مثلاً بهترین ترجمه های "for example" به فارسی هستند.

for example adverb دستور زبان

(conjunctive) As an example. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مثلا

    adverb

    as an example

    Take your visits to this warehouse, for example.

    مثلا ، رفتنت به اون انبار رو در نظر بگير.

  • براى مثال

    As an example. [Used to introduce an example or list of examples.]

    They told me, for example, that if I proved myself worthy

    آنها براى مثال به من گفتند كه اگر ثابت مىكردم ارزش

  • مثلاً

    adverb

    You need to respect privacy concerns, for example by anonymizing the data.

    باید به دغدغههای خصوصی احترام بگذارید، مثلاً با ناشناسکردن دادهها.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " for example " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "for example" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه