ترجمه "ford" به فارسی
گدار, پایاب, فرناد بهترین ترجمه های "ford" به فارسی هستند.
ford
verb
noun
دستور زبان
A location where a stream is shallow and the bottom has good footing, making it possible to cross from one side to the other with no bridge, by walking, riding, or driving through the water; a crossing. [..]
-
گدار
nouncrossing [..]
Into the ford of time, the ford of death.
رو به جلو به گدار زمان زدن ، به گدار مرگ زدن
-
پایاب
crossing
-
فرناد
nouncrossing
-
ترجمه های کمتر
- از گدار گذشتن
- به آب زدن
- فورد مادوکس فورد (نویسنده ی انگلیسی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ford " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ford
noun
proper
دستور زبان
A topographic surname for someone who lived near a ford. [..]
-
فورد
nouna make of a car
Detective Ford, this guy's got somethin'to tell ya.
بازرس فورد ، این آقا می خواد یه چیزی به شما بگه.
تصاویر با "ford"
عباراتی شبیه به "ford" با ترجمه به فارسی
-
جرالد فورد
-
هریسون فورد
-
ویلا فورد
-
جان فورد
-
فورد اکسپلورر
-
فرانسیس فورد کاپولا
-
فورد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن