ترجمه "foreclose" به فارسی

نگذاشتن, (تصرف عدوانی ملک رهنی که اقساط آن پرداخت نشده یا به نحوی از انجام تعهدات مربوطه قصور شده است) بازگرفتن ملک رهنی, (در به روی کسی) بستن بهترین ترجمه های "foreclose" به فارسی هستند.

foreclose verb دستور زبان

to repossess a mortgaged property whose owner has failed to make the necessary payments [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نگذاشتن

  • (تصرف عدوانی ملک رهنی که اقساط آن پرداخت نشده یا به نحوی از انجام تعهدات مربوطه قصور شده است) بازگرفتن ملک رهنی

  • (در به روی کسی) بستن

  • ترجمه های کمتر

    • جلوگیری کردن
    • راه ندادن
    • رهن شکنی کردن
    • سلب کردن
    • ضبط رهن کردن
    • قدغن کردن
    • مسدود کردن
    • منع کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " foreclose " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "foreclose" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه