ترجمه "foresight" به فارسی
پیش بینی, احتیاط, آینده نگری بهترین ترجمه های "foresight" به فارسی هستند.
foresight
noun
دستور زبان
The ability to foresee or prepare wisely for the future. [..]
-
پیش بینی
nounTurns out she's a bit literal-minded, no foresight.
می رسد او را کمی تحت اللفظی فکر ، هیچ پیش بینی است.
-
احتیاط
-
آینده نگری
Because of Christ’s infinite Atonement, He has the wisdom and foresight to guide us in these latter days.
بخاطر کفّارۀ بی نهایت مسیح، او خرد و آینده نگری دارد که ما را در این روز های آخرین هدایت کند.
-
ترجمه های کمتر
- مآل اندیشی
- مگسک تفنگ
- پایان بینی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " foresight " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "foresight"
عباراتی شبیه به "foresight" با ترجمه به فارسی
-
پیش بینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن