ترجمه "forfeit" به فارسی

جریمه, تاوان, ستانه بهترین ترجمه های "forfeit" به فارسی هستند.

forfeit adjective verb noun دستور زبان

a penalty for or consequence of a misdemeanor [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جریمه

    noun

    Lucis must forfeit all territories to Niflheim rule.

    اما " لوسیس " باید به عنوان جریمه همه ی مناطق رو تحت نظر نفلهیم دربیاره

  • تاوان

    I'm okay losing, but I'm not gonna forfeit.

    ولي حاضر نيستم تسليم شم و تاوان پس بدم

  • ستانه

  • ترجمه های کمتر

    • فقدان
    • ستانده
    • گرویی
    • جزا
    • تاوانی
    • (جمع) این نوع بازی
    • (در برخی بازی ها: چیز یا امتیازی که در مقابل اشتباه یا باخت از بازیکن گرفته می شود و پس از انجام کاری برای برنده به اوپس داده می شود) گرو
    • ازدست دادن
    • ازدست رفته
    • به گرو دادن
    • جریمه دادن
    • رجوع شود به forfeiture
    • ستانه ای
    • ستانه دادن
    • ضبط شده، تملک شده، از دست رفته
    • محروم شدن از
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " forfeit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "forfeit" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "forfeit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه